در زندگی اجتماعی افراد به ویژه هر چه نزدیکتر باشند و با هم معاشرت بیشتری داشته باشند، در مورد یکدیگر خطا، اشتباه مرتکب می شوند یا قضاوت و داوری نادرستی ارایه می کنند و ظلم و ستمی روا می دارند، خداوند به این واقعیت اجتماعی اشاره کرده، می فرماید: ِ وَ إِنَّ کَثیراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَیَبْغی بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ؛
از سوی دیگر، ما انسان ها خود دچار خطا، اشتباه و گناهان بسیاری در برابر خداوند هستیم که از مجازات و کیفر الهی بیم داریم. خداوند متعال راهمنایی مناسبی را پیش روی ما نهاده است تا به وسیله آن بتوانیم مغفرت و بخشودن الهی را به دست آوریم:
وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیم (نور، آیه 22)
و در آیه دیگر تصریح می فرماید: وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ (بقره، آیه 237)
وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیم؛ و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید، (خدا شما را مىبخشد) چرا که خداوند بخشنده و مهربان است! (تغابن /14)
بر اساس این آیات، اولاً باید مراقب باشیم به نزدیکان خود، ظلم و ستم نکنیم ثانیاً برای کسب مغفرت الهی ،باید دیگران را عفو کنیم، ببخشاییم و خطای آنان را از صفحه دل خود بیرون کنیم تا خداوند به طور حتمی از گناهان ما درگذرد، اگر ما حاضر نباشیم از خطای کوچک فردی بگذریم و او را ببخشیم، چگونه انتظار داریم خداوند خطای بزرگ و گناهان ما را ببخشاید؟!
خداوند متعال نظام هستی را بر اساس حق آفرید و بر اساس عدالت مدیریت می کند گاهی ما بر اساس ظواهر با قیافه حق به جانب، به قضاوت و داوری می نشینیم و در باره حوادث و اتفاقات به «چون» و «چرا» می پرداریم!! خداوند متعال در سوره کهف آیات 65 تا 82 با بیان داستان حضرت موسی و خضر(ع) از باطن برخی از حوادث و اتفاقات پرده بر می دارد و جلوه هایی از مدیریت نظام هستی را به ما نشان می دهد. این داستان و ترجمه آن را در قرآن بخوانید و مطالعه کنید. این داستان به ما می آموزد که از داوری های زودهنگام دست برداریم و از توجه به حضور همیشگی خداوند و مدیریت عادلانه جهان هستی، غفلت نورزیم! !
محبت به مال و ثروت و آزمندی معمولاً جلو انفاق آدمیان را می گیرد! به همین جهت خداوند متعال می فرماید: انفاق برای خود شما بهتر است و هر کس بتواند خود را از صفت بخل و حرص پیراسته سازد، به رستگاری نائل می گردد:
فَاتَّقُواْ اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُواْ وَ أَطِیعُواْ وَ أَنفِقُواْ خَیرًْا لّأَِنفُسِکُمْ وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُون (تغابن، 16)؛ پس تا مى توانید تقواى الهى پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که براى شما بهتر است و کسانى که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند، رستگارانند!
بر اساس آیه، انفاق کردن به سود آدمی است نه بخل ورزیدن؛ چرا که افزون بر ثواب اخروی، انفاق با پیراسته سازی انسان، او را از نظر انسانی کامل تر ساخته و به فلاح و رستگاری اخلاقی و اخروی می رساند. ان شا الله.
دعا و خواندن خداوند و درخواست حاجت از حضرت حق، یکی از زیباترین جلوه های ارتباط با خالق و پروردگار هستی و راز و نیاز بندگان با اوست. برای استجابت دعا، شرایط و ویژگیهایی لازم است؛ دعا اگر به صورت تضرع و زاری، پنهان و آهسته، همراه یا خوف و ترس از خدا و امید کامل و طمع به برآورده شدن آن دعا از سوی خداوند باشد و با احسان و نیکوکاری از سوی انسان نسبت به دیگران، همراه گردد، این نوع دعا به لطف و استجابت و برآوردن حاجت از سوی خداوند بسیار نزدیک است. خداوند متعال در مورد ویژگی دعا و زمینه نزدیکتر شدن به اجابت و برخورداری از رحمت الهی، چنین می فرماید: ادْعُواْ رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَ خُفْیَةً إِنَّهُ لَا یحُِبُّ الْمُعْتَدِینَ وَ لَا تُفْسِدُواْ فىِ الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا وَ ادْعُوهُ خَوْفًا وَ طَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِین( اعراف/ 55)؛ پروردگار خود را (آشکارا) از روى تضرّع، و در پنهانى، بخوانید! (و از تجاوز، دست بردارید که) او متجاوزان را دوست نمىدارد!
به همین جهت در روایات و سخنان بزرگان، گریستن به هنگام دعا، امید و یقین به برآورده شدن حاجت از سوی خداوند و دادن صدقه ای چشمگیر به مستمندان همراه با دعا توصیه شده است.
برخی از کسانی که اندگی از دانش در پاره ای از امور جزئی جهان، اطلاعاتی کسب کرده اند، به داوری هایی عجییب و غریب در مورد دین می پردازند و آن را خرافه، اسطوره خیال، افسانه، فسون و ابزار سوء استفاده معرفی می کردند و پیامبران الهی را مدعیانی بی دلیل، انسان هایی ساده و یا دروغگو و حیله باز و گمراه می شناسند!! این داوری در مورد ادیان ساختگی و پیامبران دروغین، پذیرفتنی است، ولی نمیتوان آن را در مورد «دین راستین الهی و پیامبران برگزیده خداوند» صادق دانست. خداوند در قرآن این نوع اتهامات و داوریهای بی منطق نسبت به انبیاء را مطرح و پاسخ پیامبران(ع) به آنها را بیان می فرماید: قَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنرََئکَ فىِ ضَلَالٍ مُّبِینٍ قَالَ یَاقَوْمِ لَیْسَ بىِ ضَلَالَةٌ وَ لَاکِنىِّ رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَلَمِین (اعراف/60 و 61)؛ (ولى) اشراف قومش به او گفتند: «ما تو را در گمراهى آشکارى مىبینیم!» گفت: «اى قوم من! هیچ گونه گمراهى در من نیست ولى من فرستادهاى از جانب پروردگار جهانیانم!
وَ إِلىَ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَکمُ مِّنْ إِلَاهٍ غَیرُْهُ أَ فَلَا تَتَّقُونَ قَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنرََئکَ فىِ سَفَاهَةٍ وَ إِنَّا لَنَظُنُّکَ مِنَ الْکَاذِبِین(اعراف/65 و66)؛ و به سوى قوم عاد، برادرشان «هود» را (فرستادیم) گفت: «اى قوم من! (تنها) خدا را پرستش کنید، که جز او معبودى براى شما نیست! آیا پرهیزگارى پیشه نمىکنید؟!» اشراف کافر قوم او گفتند: «ما تو را در سفاهت (و نادانى و سبک مغزى) مىبینیم، و ما مسلّماً تو را از دروغگویان مىدانیم!»
بر این اساس باید در انتخاب دین و مذهب خود، دقت فراوان به کار بریم؛ نه به انکار دین حق و پیامبران راستین دچار شویم و نه با پیروی کورکورانه از دین نیاکان، یا دین رایج در جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، به پیروی از ادیان ساختگی و مدعیان دروغین پیامبری و راه یافتنی، گرفتار آییم!
هشیار باشیم هر کس که مدعی ارایه دین حق است، لزوماً دین حق را ارایه نمی کند!! چنان که همه ادیان و مذاهب، باطل و دروغین نیستند!!